
پندیاتپیک مرگی که مرا آید و دامان گیردبا خبر باش تو رانیز گریبان گیردبه نسیم مژه بر هم زدنی بانگ اجلشادی و خواب خوش چشم عزیزان گیردغره نتوان به زر وزور شدن ز آن که فلکهر دو را از کف وبازوی تو آسان گیردتاتوانی کمک خسته افتاده نماپیش از آنی که خط عمر تو پایان گیردتکیه نتوان به جهان گذران کرد که چرخبه دمی حشمت خاقان و سلیمان گیردرفرف عشق نمازین که از این دار فناروحت آسوده ره کعبه جانان گیردجرس قافله آن دم که زند بانگ رحیلملک الموت به یک لحظه تو را جان گیردآن چنان زی که پس از مرگ هر آنکس شنوددر غم مردن تو دست به دندان گیردآن که سالار دلی را به جهان شاد کندتوشه آخرت از دولت قرآن گیردموضوعات مرتبط: پندیات فارسی برچسبها: شعرفارسی_پندیات_اشعار مجالس ترحیم بخوانید...
ادامه مطلب