
شعردرفراق کودک برون رفت از کف من کودک من گل گلخانه ی من کودک من نبیند هیچکس این گونه داغی نگیرد از کسی این غم سراغی به بازیهای او خو کرده بودم زدیده اشک خود ،جو کرده بودم دعا دارم برای خلق دنیا نبی...
ادامه مطلب
شعردرمقام مادر بلبلی بودی به بوستان حقیقت مادرم روز و شب محو جمال دل ربایت مادرم شمع بودی ما چو پروانه به دورت مادرم سوختی و آب گشتی از محبت مادرم گل بودی و عطر تو اندر مشامم مادرم تو شدی پرپر به عشق کودکانت مادرم ای گلستان خوش عطر آرزوها مادرم رفتی و آتش زدی قلب من و ما مادرم چون قناری در غمت اندر نوایم مادرم آرزوی وصلت است شعر و نوایم مادرم ای بلا گردان تو دار و ندارم مادرم کاش یک لحظه ببینم روی ماهت مادرم روز ما تاریک شد چون شام تار از دوریت کاش بودی آفتاب مهربان ای مادرم مرحم زخم من و درمان درد من تویی ای طبیب و ای حبیب و ای شفایم مادرم گوهر یکدانۂ لطف و وفا و مرحمت تا تو بودی گرمی عشقت به پا بود مادرم رفتی و خانه خرابم بی قرارم مادرم اشگ ماتم شد روان در دیدگانم مادرم کن دعا ساقی نظر دا...
ادامه مطلب
هجران پدر ای پدر دیده بسویت نگران است هنوز غم نادیدن تو بار گران است هنوز دل ز هجران تو در بحر الم غوطه ور است دیده از دوری رویت نگران است هنوز دیگران از غم مرگ تو کنند اه وفغان هم صدا ناله من با دگران است هنوز جان بی صبر و قرارم به هوایت شب وروز هم چو مرغان هوا در طیران است هنوز خود برفتی ز جهان کی برود اثارت نگران در غم تو پیر وجوان است هنوز ای پدر خاک لحد منزل وماوای تو شد اشک جاری ز دو چشم پسران است هنوز نه شعار است ،نه حرف! آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. موضوعات مرتبط: شعرفراق پدرفارسی برچسبها: شعربرای فراق پدر , شعرفارسی ...
ادامه مطلب